nojum2019



چرا آسمان آبی است و مثلا صورتی یا سبز نیست؟

به نظر شما چرا آسمان باید آبی دیده بشود در حالی که می دانیم نور خورشید سفید است

چرا آسمان آبی است و مثلا صورتی یا سبز نیست؟

به نظر شما چرا آسمان باید آبی دیده بشود در حالی که می دانیم نور خورشید سفید است؟ پاسخ خیلی سخت نیست! جو زمین پر از گاز ها و ذرات مختلفی مثل غبار است. این ذرات در حرکت هستند و با هم برخورد می کنند و در جهت های مختلف و با شدت های متفاوت پراکنده می شوند. نور خورشید یا همان نور سفید، ترکیبی از هفت رنگ مختلف است. شبیه همان چیزی که وقتی رنگین کمان تشکیل می شود، می توان دید. این رنگ ها عبارتند از قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش. نور آبی طول موج های کوتاه تری نسبت به بقیه رنگ ها دارد. وقتی نور خورشید با ذرات غبار در جو زمین برخورد می کند و از آن ها می گذرد، رنگ آبی از طیف نور خورشید بیش از دیگر رنگ ها پراکنده می شود. طول موج و فرکانس یا همان بسامد، ویژگی های مربوط به موج هستند و از آن جایی که نور هم نوعی موج است، این ویژگی ها را دارد. فیزیک دانی انگلیسی به نام <<لرد ریلی>> تخمین زده بود که نور آبی ۱۰ برابر سریع تر از نور قرمز در هوا پراکنده می شود و مسئله آبی بودن آسمان را با همین دلیل توضیح داد. بعد از آن، این پدیده به پراکندگی ریلی مشهور شد. در واقع آسمان در سیاره ما بی رنگ است، اما این ذرات موجود در جو هستند که باعث پراکنده شدن نور سفید خورشید و ایجاد رنگ آبی می شوند؛ بنابراین وقتی شب می شود و خورشید در آسمان نیست، ما تاریکی بیرون از جو زمین را در آسمان می بینیم. حالا اگر سیاره ای وجود نداشته باشد یا مقدار وجود ذرات غبار در آن زیاد نباشد، آسمان آبی رنگی هم نخواهیم داشت چه در روز و چه در شب!

منبع:www.yjc.ir


بیگ بنگ: ستاره شناسان با کمک داده های تلسکوپ فضایی کپلر و بررسی دو سیاره کپلر ۶۲e و کپلر۶۲f به شواهدی از وجود آب در آنها دست یافتند.

بیگ بنگ: ستاره شناسان با کمک داده های تلسکوپ فضایی کپلر و بررسی دو سیاره کپلر ۶۲e و کپلر۶۲f به شواهدی از وجود آب در آنها دست یافتند.

نمودار سیارات منظومه خورشیدی کپلر ۶۲ در مقایسه با منظومه شمسی

به گزارش بیگ بنگ، این منظومه خورشیدی و سیارات آن که دراوایل سال ۲۰۱۳ کشف شده بودنددوباره خبرساز شدند. نخستین داده ها و بررسی های جدید حاکی از آن است که سیاره <<کپلر ۶۲f>> شبیه ترین سیاره به کره زمین و یکی از شانس های بزرگ برای پناه دادن به حیات میباشد. این سیاره در فاصله حدود ۱۲۰۰ سال نوری از ما واقع شده و تنها ۱٫۴ برابر زمین است و در مدار یک ستاره که تا حدودی کم نورتر و کوچک تر از خورشید است در حال چرخش میباشد. تصور بر این است که این سیاره در منطقه قابل ست ( کمربند حیات ) از ستاره خود در حال گردش است.

سیاره کپلر۶۲f, بزرگترین سیاره از ۷ سیاره فراخورشیدی اعلام شده ای است که در اطراف ستاره کپلر ۶۲ و کپلر ۶۹ گردش میکند. یکی دیگر از کشفیات قابل توجه در همان زمان کپلر ۶۲e بود که تقریبا هم اندازه زمین بود با ۱٫۶ برابر شعاع زمین که در کمربند حیات ستاره خود نیز قرار دارد. مطالعه مدل سازی کپلر ۶۲e و کپلر ۶۲f پیشنهاد می دهد که سیاره به احتمال زیاد سرشار از آب است که می تواند به حیات متفاوتی نسبت به حیات ما منجر شود.


تصویری هنری از سیارهکپلر۶۲fکهدرمنطقه قابل ستیک ستارهکوچک وسردتر ازخورشید ما ،در فاصبله حدود۱۲۰۰سال نوری اززمیندر صورت فلکیشلیاقواقع شده است.
طبق آخرین اخبار منتشر شده، دانشمندان و محققان ناسا از احتمال وجود آب در این کره همتای زمین خبر دادند. با تأیید این رویداد شگرف گام مهم دیگری در جریان تحقیقات اجرام کیهانی برای کشف امکان زندگی در سیارات مشابه زمین برداشته می شود. دو سیاره کپلر ۶۲e و کپلر۶۲f که تشبهات فراوانی با زمین دارند. طبق داده های دریافتی این دو سیاره فراخورشیدی نسبت به سایر سیاره های منظومه خود دور تر از ستاره مبدأشان هستند و سطح صخره ای و وجود یخ و آب از جمله اصلی ترین شواهد حیات در این سیارات میباشد.


جهان چگونه به وجود آمده است؟ در این متن به طور جامع و به زبان ساده آخرین نظریه‌ها(2016) در زمینه‌ی "پیدایش جهان" را مورد بررسی قرار میدهیم.جهان چگونه به وجود آمده است؟ در این متن به طور جامع و به زبان ساده آخرین نظریه‌ها(2016) در زمینه‌ی "پیدایش جهان" را مورد بررسی قرار میدهیم.موضوع پیدایش جهان به دو قسمت تقسیم میشود. یکی بعد از بیگ بنگ و یکی قبل از بیگ بنگ. تا حد زیادی مشخص است که بعد از بیگ بنگ چه اتفاقاتی افتاده و جهان چگونه به مرحله‌ی کنونی رسیده است و حتی در ژنو سویس ( در برخورد دهنده‌ی بزرگ هادرونی) لحظات اولیه‌ی بعد از بیگ بنگ شبیه سازی شده است. در واقع آن چیزی که مهم و مبهم و مورد بحث است قبل از بیگ بنگ است نه بعد از بیگ بنگ. چگونه جهان بوجود آمد؟ تقریبا هیچکس در دنیا وجود ندارد که با قطعیت بداند قبل از بیگ بنگ دقیقا چه چیزی وجود داشته و یا بتواند شرایط قبل از ب بنگ را درک یا شبیه سازی کند! به همین دلیل دانشمندان حدسیات متفاوتی را درباره‌ی اینکه قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشته و علت بیگ بنگ چه بوده ارائه کردند. از جمله: 1: پیدایش جهان از هیچ( خلاء کوانتومی) 2: نظریه‌ی ریسمان( نظریه ی M و نظریه ی F) 3: بیگ باونس( انبساط و انقباض پشت سر هم جهان) 4: پیدایش جهان از بذرهای سیاه چاله‌ای اکنون به بررسی این 4 حدس دانشمندان درباره‌ی اینکه قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشته و علت بیگ بنگ چه بوده میپردازیم. اولین حدس: پیدایش جهان از "هیچ" یکی از حدسیات دانشمندان این است که قبل از بیگ بنگ "خلاء کوانتومی" بسیار کوچکی وجود داشته است که به اصطلاح آن را "هیچ" مینامند. در واقع واژه‌ی "هیچ" صرفا یک اصطلاح هست و منظور "هیچ مطلق" نیست. این دسته از دانشمندان معتقدند که قبل از بیگ بنگ مقدار بسیار کمی انرژی( و قوانینی که بر این انرژی حاکم است مانند میدان‌های کوانتومی نوسانی) وجود داشته و چون در این انرژی در کسر بسیار کوچکی از زمان "ذرات و پاد ذرات" به وجود می‌آیند و سریعا از بین میروند( این ذرات بخاطر حضور میدان های کوانتومی نوسانی در خلاء, به وجود می آیند)، این خلاء کوانتومی در نهایت به حالتی رسیده است که منجر به یک انفجار شده که سرآغاز بیگ بنگ بوده است. هرچند هیچ شاهد علمی وجود ندارد که نشان دهد قبل از بیگ بنگ "خلاء کوانتومی" وجود داشته اما این حدس در بین دانشمندان بیشتر از سایر حدس‌ها پسندیده شده و رایج است. نکته‌ی مهم اینکه این خلاء کوانتومی که قبل از بیگ وجود داشته( انرژی و قوانین فیزیکی که قبل از بیگ وجود داشته) یک مکانیزم( یک دستگاه, یک ماشین) است که خود احتیاج به یک طراح دارد( مانند هر ماشین, دستگاه و مکانیزم دیگری که احتیاج به طراح دارد). جالب‌تر اینکه محصول این مکانیزم, جهان فعلی ما است که ثابت‌ها و ویژگی‌های آن به صورت بی نهایت دقیق تنظیم شده است به طوری که اگر هرکدام از این ثابت‌ها و ویژگی‌های جهان به اندازه ی یک میلیاردم یک ذره کمتریا بیشتر بود, تمام جهان یا متلاشی میشد و یا در خود فرو میریخت و هیچ ستاره و سیاره‌ای وجود نداشت. در این رابطه استفن هاوکینگ میگوید: استفن هاوکینگ: "اگر سرعت گسترش جهان یک ثانیه بعد از بیگ بنگ, به اندازه ی یک بخش از صد هزار ملیون ملیون کم تر بود, جهان ما قبل از اینکه به وضعیت کنونی برسد در خود فرو میریخت" Hawking, A Brief History of Time, p.122 به عبارت دیگر ما در جهانی زندگی میکنیم که فقط یکی از ویژگی‌های آن دقتی معادل یک بخش از صدهزار ملیون ملیون دارد. سایر ثابت‌ها و ویژگی‌های آن( مانند ثابت کیهانی, ثابت گرانش, ثابت هابل, جرم و انرژی پلانک و ) نیز همگی چنان دقیق تنظیم شده‌اند که اگر هر کدام از آن‌ها به اندازه یک میلیاردم یک تاره مو کمتر یا بیشتر بود, جهان ما هیچگاه به این مرحله‌ی کنونی نمیرسید و الان هیچ ستاره و سیاره‌ای وجود نداشت. این یعنی احتمال شانسی بودن جهان دقیقا برابر با صفر است و قطعا جهان طراحی شده است. جهان چنان دقیق تنظیم شده است که استفن هاوکینگ میگوید: استفن هاوکینگ: این‌ها( این تنظیمات دقیق) شواهدی هستند از یک هدف الهی در خلقت و انتخاب قوانین علمی. Hawking, A Brief History of Time, p.125 دومین حدس: نظریه‌ی ریسمان(نظریه‌ی M و نظریه‌ی F) دسته‌ی دیگری از دانشمندان معتقد هستند که همه‌ی ذرات, ریسمان‌هایی از انرژی هستند که در حالت‌های گوناگونی درحال ارتعاش هستند. این دسته از دانشمندان معتقد هستند که بیرون از جهان ما یک "چند-جهانی" وجود دارد که شامل میلیارد‌ها جهان دیگر است. هنگامی که دو جهان( که در این چند-جهانی قرار دارند) به هم برخورد کرده یا یکی از جهان‌ها شکاف میخورد, جهان جدید دیگری به وجود می‌آید. طبق دیدگاه این دسته از دانشمندان علت وقوع بیگ بنگ برخورد 2 جهان یا شکاف خوردن یکی از این جهان‌ها بوده است. پیدا کردن مدرک علمی قابل مشاهده برای این حدس بسیار سخت و عملا غیرممکن به نظر میرسد( تا این لحظه هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد جهان دیگری به غیر از جهان ما وجود دارد). حتی اثبات این موضوع که بیرون از جهان ما فقط یک جهان دیگر وجود داشته باشد غیرممکن به نظر میرسد چه رسد به نشان دادن اینکه میلیارد‌ها جهان دیگر وجود داشته باشد. ضمن اینکه حتی اگر ثابت شود که میلیاردها جهان دیگر وجود دارد, باز هم پاسخی به این سوال که اصلا چرا به جای هیچ, چیزی وجود دارد, نیست. در واقع این مکانیزیمی که منجر به تولید میلیاردها جهان شده است, خود احتیاج به طراحی شدن دارد و باید کسی آن را طراحی کرده باشد. سومین حدس: بیگ باونس یکی دیگر از حدسیات این است که جهان پشت سر هم منبسط و منقبض میشود. این دسته از دانشمندان این حدس را مطرح کرده‌اند که قبل از جهان ما جهان دیگری وجود داشته و آن جهان منقبض و فشرده و بسیار کوچک شده و در نهایت مجددا منبسط شده و جهان فعلی ما را به وجود آورده است. به عبارت دیگر جهان ما حاصل انبساط مجدد جهان قبلی است. طبق دیدگاه این دسته از دانشمندان جهان فعلی ما نیز سرانجام منقبض و فشرده و بسیار کوچک خواهد شد و با انبساطی مجدد، جهانی دیگر به وجود خواهد آمد. پیدا کردن شاهد علمی برای این حدس نیز سخت و غیرممکن به نظر میرسد. چون برای اثبات این حدس باید نشان داده شود که قبل از جهان ما جهان دیگری وجود داشته که این عملا غیر ممکن به نظر میرسد. ضمن اینکه حتی اگر اثبات شود که قبل از جهان ما جهان دیگری وجود داشته و حتی اثبات شود که جهان پشت سر هم منبسط و منقبض میشود، مجددا این سوال پیش می‌آید که اصلا این روند انبساط و انقباض از کجا و به چه دلیل شروع شده است؟ اگر هر جهان حاصل انبساط جهان قبلی است پس اولین جهان خود چگونه به وجود آمد؟ و مهمتر اینکه چه کسی این مکانیزم انبساط و انقباض را طراحی کرده است؟ چهارمین حدس: پیدایش جهان از بذرهای سیاه چاله‌ای یکی دیگر از حدسیات این است که سیاه چاله ها, بذرهایی برای ایجاد جهان های جدید هستند. این دسته از دانشمندان معتقد هستند که ممکن است جهان ما از سیاه چاله‌ای که در جهانی دیگر قرار داشته, به وجود آمده باشد. لازمه ی این حدس نیز مانند دو حدس قبل این است که نشان داده شود غیر از جهان ما جهان دیگری وجود داشته است. همچنین باید نشان داده شود که آیا واقعا سیا‌ه‌چاله ها مانند بذرهایی برای ایجاد جهان جدید عمل میکنند؟ ضمن اینکه حتی اگر این حدس اثبات شود و مشخص شود هر جهان از سیاه‌چاله ای در جهان دیگر به وجود آمده, باز سوالی که به ذهن میرسد این است که اولین جهان چگونه شکل گرفت؟ بذر جهان اول از کجا آمد؟ و از همه مهمتر چه کسی این مکانیزم را طراحی کرده است؟ همانگونه که مشاهده کردید هیچکدام از نظریه‌های بالا پاسخ نهایی برای پیدایش جهان نیستند و در همه‌ی نظریه‌های بالا با قطعیت و به طور انکار نشدنی به یک طراح نیاز است. برگرفته شده از theism.blog.ir
در این مطلب قرار است با یکی از عجایب اسمان اشنا شویم

شاید سیاه چاله ها هیولاهایی مخوف و کمین کرده‌ در فضا باشند که ستارگان در حال گذر از نزدیکی خود را می‌بلعند؛ ولی باز هم جذبه‌ی خاصی دارند و به فریفتن دل دانشمندان و علاقه‌مندان ادامه می‌دهند. اما این اجسام کیهانی مرموز چگونه شکل می‌گیرند؟ برای پاسخ به چگونگی شکل‌گیری سیاه چاله ها ابتدا از یک پرسش بنیادی‌تر آغاز می‌کنیم؛ اینکه اساسا سیاه چاله فضایی چیست؟ آن‌طور که نتا باکال» اختر فیزیکدان از دانشگاه پرینستون نیوجرسی توضیح می‌دهد: در واقع سیاه چاله ها اجسام یا نقاطی در فضا با چنان کشش گرانشی قدرتمندی هستند که هیچ چیزی یارای گریز از آن‌ها را ندارد. حتی نور هم در دام سیاه چاله ها می‌افتد و به همین دلیل است که آن‌ها تاریک و سیاهند. سیاه چاله ها این اجسام عجیب همانند ققنوسی از خاکستر ستارگان مرده متولد می‌شوند. هنگامی که ستارگان عظیم به پایان عمر خود نزدیک شوند، هیدرژونی در آن‌ها برای درآمیختن با هلیوم باقی نمی‌ماند؛ در نتیجه این ستارگان غول‌آسا در هلیوم خود می‌سوزند و اتم‌های باقیمانده در آ‌ن‌ها به عناصر سنگین‌تری تبدیل می‌شوند. سیاه چاله ها همانند ققنوسی از خاکستر ستارگان مرده، زاده می‌شوند این روند تا پیدایش آهن ادامه پیدا می‌کند؛ اما در این هنگام، دیگر انرژی تولید شده ناشی از هم‌جوشی هسته‌ای به حدی نخواهد بود که انسجام لایه‌های خارجی ستارگان را حفظ کند. نتیجه آنکه ابتدا این لایه‌های فوقانی به سمت داخل فرو می‌پاشند و سپس انفجاری عظیم و بسیار نورانی پدید می‌آید که از آن با نام ابرنواختر (supernova) یاد می‌شود. پس از این انفجار اما همچنان بخش کوچکی از ستاره باقی می‌ماند. معادله نسبیت عام انیشتین پیش‌بینی می‌کند که اگر این بقایای ستاره‌ای حدود 3 برابر خورشید جرم داشته باشد، نیروی جاذبه‌ی قدرتمند آن همه چیز را در خود فرو خواهد برد و اجزای سازنده‌ی آن چنان فشرده می‌شوند که یک نقطه‌ی بی‌نهایت کوچک و بی‌نهایت متراکم ایجاد خواهد شد. با این حال به گفته‌ی باکال، قوانین فیزیک برای توضیح کامل و دقیق چنین رویداد شگفت‌انگیزی کفایت نمی‌کند. ستاره در حال مرگ یک ستاره‌ی در حال مرگ سیاه چاله ها تنها زمانی فعال خواهند شد که گاز و گرد و غبار در اطرافشان وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، طعمه‌ها به درون حفره کشیده خواهند شد و همزمان با داغ شدن این مواد کیهانی، انفجار نور رخ می‌دهد؛ نور درخشانی که همانند گرداب حالتی چرخشی به خود می‌گیرد. بلعیده شدن این ذرات گرد و غبار و گاز توسط سیاه چاله، موجب رشد آن خواهد شد. چنانچه دو سیاه چاله با هم مواجه شوند، جاذبه‌ی قدرتمند هر یک از آن‌ها دیگری را به سوی خود می‌کشد و در همین حال که سیاه چاله ها به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند، به دور یکدیگر می‌چرخند. از تجمیع این اجرام، ساختار فضا-زمان مجاور آن‌ها دچار ارتعاش شده و موج‌های گرانشی ساطع می‌شود. در سال 2015 اخترشناسان به وسیله تداخل‌سنج لیزری LIGO، چنین امواجی را شناسایی و کشف کردند. باکال در توصیف این دستاورد می‌گوید: این اولین باری بود که ما موفق به مشاهده‌ی سیاه چاله ها و اثبات وجود آن‌ها شدیم. نتایج را باید تاییدی بر معادلات پیشگویانه‌ی انیشتین دانست. پیش از این، دانشمندان به شواهد غیر مستقیمی مبنی بر وجود سیاه چاله ها دست یافته بودند. به عنوان مثال متوجه گردش ستارگان در مرکز کهکشان راه شیری به دور جسمی غول پیکر و در عین حال نامرئی شده بودند. اما چگونگی شکل گیری سیاه‌چاله‌های کلان جرم (supermassive) که میلیاردها بار از خورشید سنگین‌تر هستند هنوز جای سوال دارد. به عقیده‌ی محققان، این سیاه‌چاله‌های غول‌آسا در آغاز پیدایش گیتی کوچکتر بوده‌اند؛ اما به مرور با جذب مقادیر بیشتری گاز و گرد و غبار و ادغام در یکدیگر، رشد کردند و چنین هیولاهای عظیمی را پدید آوردند. البته همان‌طور که گفته شد جزئیات وقوع این پروسه هنوز مبهم است منبع:https://gadgetnews.netمردد


آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

marketcenter cctvhikvision z2ugame novinhost koonkoor abdos protocol noorerasamdc netgheshm rezamemory